تارنمای علمی و آموزشی در حوزه تاریخ و فرهنگ  گیلان    نگارنده : یوسف حسن بیگی
 

نقش گیلانیان درپرورش دینی وسیاسی شاه اسماعیل صفوی

صوفیان صفوی (به ویژه دده بیگ تالش)اسماعیل میرزا فرزند شیخ حیدر صفوی را که فقط هشت سال داشت از ترس سربازان ترکمانان آق قویونلو که در تعقیب آن هابودند ،مخفیانه به گیلان آوردند . کار کیا میرزا علی فرمانروای  مقتدر آل کیا در لاهیجان که شیعه مذهب بود ،میزبانی اسماعیل نوجوان را برعهده گرفت.

وی مو لانا شمس الدین لاهیجی را که از عالمان شیعه بود ،به آموزش و تربیت دینی اسماعیل گمارد. در مدت اقامت چند ساله ی اسماعیل در لاهیجان (۹۰۵-۸۹۸ه.ق)،امیر نجم زرگر رشتی در تربیت سیاسی وی کوشید.

اسماعیل پس از رسیدن به سلطنت ، امیر نجم رشتی را در سال ۹۱۴ ه. ق به عنوان وکیل(نایب السلطنه ) خود بر گزید وکلیه ی امور کشور را به دست او سپرد. این نخستین ایرانی بود که حلقه ی بسته ی ترکان قزلباش را در دیوان سالاری صفویان کنار زد واین مقام مهم را در دولت صفوی عهده دار   شد.

گسکر یگانه شهر گمشده در جلگه ی گیلان

گسکر یگانه شهر کهن و ابریشم خیز جلگه ی گیلان است که از قرن چهارم  هجری قمری تا اواخر دوره ی صفوی از آبادانی وشکوفایی ویژ ه ای برخوردار بود اما به تدریج وبه دلایل گوناگون از رونق اولیه افتاد وخرابه های آن در زیر در ختان "جنگل هفت دغنان" آرمید. جنگل انبوهی که امروز به دلیل گذر جاده ی فومن - پونل از میان  آن  دیگر جز نام چیزی از آن باقی نمانده است .به تازگی کارشناسان میراث فرهنگی گیلان  ،بقایای این شهر قدیمی را -که شامل باروی شهر ‌‌،حمام ها ،پل ها،معابر و خانه های آجری،ظروف سفالی لعابدار منقوش، ظروف چینی ، مهرهای فلزی ، سکه و قطعاتی از شیشه است- از خاک در آورده اند. به  نظرکاوش گران  ، معماری  بسیار پیشرفته ی این شهر کهن، بیانگر رفاه اقتصادی سا کنان آن و نیز یاد آور اوج تعالی هنر وتمدن اسلامی در بخش کوچکی از جلگه ی گیلان غربی است. گفتنی است این نخستین اثر از یافته های باستان شناسی در حوزه ی جلگه ی گیلان است چون تمامی یافته های قبلی ( مارلیک رودبار ، املش ،کهنه ماسوله وتول تالش)مربوط دامنه های شمالی کوهستان  البرز است !

شعرنو یافته از میرزا کو چک جنگلی

عمر کوته بین و امید دراز

بلبلی بنشست در طرف چمن

هرزمان می گفت باجفت این سخن

مازسرمای زمستان رسته ایم

دل به امید گلستان بسته ایم

مارخ زیبا گلی خواهیم دید

گل از این بستان بسی خواهیم چید

این سخن بودش هنوز اندر دهان

باشقی آمد ربودش از میان

در دهان باشق به بلبل گفت :

عمر کوته بین و امید دراز

( سروده درطهران ۱۳۲۹ه.ق ) ما خذ:روزنامه پرورش ۲۲دی۱۳۰۶

 
  BLOGFA.COM